حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 104
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
گيسوان خود را به گردن كوروش بست و طورى او را دربر گرفت كه اجراى حكم ممكن نبود بدون اينكه آسيبي به پريزاد برسد بالاخره شاه از كشتن او گذشت و بآسياى صغير تبعيدش كرد كوروش بعد از مراجعت بآسياى صغير سپاهى بعدّه صد هزار نفر ترتيب داده و سيزده هزار نفر از مردمان جنگى يونانى به خدمت خود در تحت رياست كلآرخ « 1 » اجير كرده بعزم تصرّف تخت سلطنت از آسياى صغير تا نزديكى بابل آمد در اينجا در محلّى موسوم به كونّاكسا « 2 » ( خان اسكندريّه امروزى ) جنگى بين قشون اردشير و كوروش روى داد كه اگرچه فتح با قشون كوروش بود و ليكن از جهة كشته شدن او و هشت نفر از همراهانش تخت سلطنت براى اردشير باقى ماند چه قشون كوروش بعد از قتل او بپراكند « 3 » و ليكن قسمت يونانى قشون او پس از مذاكره با تيسافرن به طرف دجله رفت و وقتى كه بزاب كوچك رسيد تيسافرن صاحبمنصبان آن را بچادر خود دعوت كرده بكشت در اين احوال يكى از يونانيها رياست اين عدّه را قبول كرد كه آنها را باوطانشان برساند و ده هزار يونانى را از دجله بطرابوزن و از آنجا بيونان مراجعت داد شخص مذكور كزنفون « 4 » نام داشت و كتابى در عقبنشيني اين عدّه نوشته كه معروف بعقبنشيني ده هزار نفر است و اوضاع آن روزى ايران را به خوبى نشان ميدهد اين جنگ و عقبنشيني ده هزار نفر يونانى مذكور با بهرهمندى نتايج بسيار بدى داشت زيرا در انظار عالم ثابت نمود كه ايران اين زمان با وسعتى كه دارد از حيث استعداد نظامى بسيار ضعيف است . بعد از كمك كردن دولت اسپارت بكوروش روابط دربار ايران نسبت به آن دولت كدر شد و آتنىها بايران نزديك شدند و بحريّه هردو باكنن امير البحر يونانى در آبهاى لاسدمون با بهرهمندى عمليّات
--> ( 1 ) - CLEARCHUS ( 2 ) - CUNNAXA ( 3 ) - اين كوروش در تاريخ معروف بكوروش كوچك است ( 4 ) - XENOPHON . ANABASE